خرید بک لینک

* اخیرا محمد احسان به بوس کردن علاقه ی زیادی پیدا کرده ! مثلا دارم کارمو انجام میدم یهو میاد بوسم می کنه حالا فرق نمی کنه موهام باشه دستم باشه یا پاهام باشه ! [ بسته به این که اون لحظه قدش تا کجام میرسه :)) ] مخصوصا به بوسیدن لب هم خیلی علاقه داره [ بچه از همین الان فعاله :)) ] حالا من تا الان دقت نمی کردم به این قضیه تا اینکه اقا [ با تایید دو تا خاله ها و اقای شوهر خاله ! :)) ] داشته تو پارک راه میرفته دست مامان و باباشم گرفته بوده از جلو یه دختر بچه دو - سه ساله داشته میومده [ که خاله ها ذکر کردن خیلی هم خوشگل بوده در حد عروسک :))) ] یهو محمد احسان رو میبینه ذوق می کنه و دست مامان و باباش رو ول می کنه خیلی شیک میدوئه سمت محمد احسان و دستاش رو دور گردنش حلقه می کنه و محمد احسان هم نمیذاره و نه بر میداره لب دختره رو می بوسه :)))) [ این قسمتشو خیلی با ذوق هم تعریف می کنه واسمون مخصوصا واسه اون شوهر خاله ام که سپاهیه و خیلی هم مذهبیه :))) ] بعد وقتی ازش می پرسیم چرا دختره رو بوس کردی خیلی شیک بر می گرده میگه : آخه دوستش داشتم :)))

# خلاصه که پسر خاله ی سه ساله ی من دوست دختر پیدا کرده اونوقت شماها همچنان ... :)))

# تازه تو توهماتش یه زن به اسم خانوم خوشگله و یه پسر به اسم مهیار و یه دختر به اسم نرگس هم داره که همیشه ی خدا هم مدرسه ان :))) [ من فقط هلاک اسم خانومشم ! یاد بگیرین یکم از این بچه :)) سر و تهش نیم وجبم نیست :)) ]

+ نوشته شده در دوشنبه پنجم تیر ۱۳۹۶ساعت 19:55 توسط |

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 22:49

صفحه بندی