خرید بک لینک

+ اون : " سعی نکنید عاشق کسی شوید که میلی به داشتن شما ندارد . اگر کسی واقعا دوستتان بدارد و بخواهد شما را ببیند ، حتما دلیلی خواهد یافت و راهی پیدا خواهد کرد وتلاشش را خواهد کرد . "

من : " کلا سعی کنید عاشق نشید و من الله توفیق :)) "

اون : " تو دیگه چرا خانوم دکتر ؟ :))) " [ کلا من اگه لفظ خانوم دکترو از دهن خاندان بندازم پیشرفت چشمگیری می کنم ! :| ]

من : " چون عشق دست و پاتو میبنده محدودت می کنه و میشه نقطه ضعفت ( مهدیه در این حد کوروش بزرگ ! در این حد دکتر علی شریعتی ! شکسپیر ! گوته ! لئون تولستوی ! سعدی و حافظ و مولانا و تمامی عزیزانی که به دلیل محدودیت جا نمیتونم ازشون اسمی ببرم ! :)) ) ( تو طرفشو پیدا کن کیه که عاشق نشه ! :)) ) "

اون : " وای مهدیه :)))) تو عاشق بشی دیدن داری البته بذار واسه بعد کنکورت :))) "

من : " خب در حال حاضر من همه ی تلاشمو هم بکنم تهش می تونم عاشق عکس علی محمد افغان یا سید علی موسوی گرمارودی یا ته ته ته با کلاسش آلن رنه لوساژ و امثالهم بشم ! جز اینا که که کسی رو نمیبینم :))) "

+ خلاصه من الان بسط نشستم کل خاندان بیان قربون صدقه ام برن و از با نمکیم تعریف کنن طبق معمول که یه حرف میزنم :))

+ عربستان که علنا تهدید به جنگ کرده ! داعشم عملیات تروریستی رو شروع کرده . ایرانم که بدون هیچ حرفی مستقیما وارد عمل شده و جنگ رو شروع کرده . این وسط امریکا هم می خواد کلا نظام ما رو تغییر بده . با این حساب می تونم بگم دوستای خیلی خوبی بودین و خیلی دوستون داشتم ! :)) من که تو شمالم خطری تهدید نمی کنه ، ولی شما هوای خودتو داشته باشین :))

+ یعنی اگه نصف ازادی عملی که مامان اینا به من دادنو به اقای برادر میدادن یا خاله ها به اقای پسر خاله ها الان هر سه تاشون مرد بار اورده بودن نه اینکه از این جا تا سرکوچه نتونن برن :| البته باز مامان من پیشرفت چشمگیری نسبت به دو تا خاله ها داشته اونم از برکت وجود من و بابا ! :))

+ امان از سخت گیری های بی جا که زمینه دروغ های بزرگ رو فراهم می کنه ! هر چند که من قبل از هر چیزی دروغ گفتن رو نهی می کنم ! منتها الان مسئولیت راهنمایی و گوشزد کردن یه نفر افتاده رو دوش من که میدونم اگه همینقدر حواسمم بهش نباشه تو دروغ گفتن و ازادی عمل جلوتر پیش میره ! امان از این دانشجوهای جوگیر :))

+ قبلنا هر وقت حرصم می گرفت از کسی " عزیزم " خطابش می کردم و با میزان غلظتش حرصه رو خالی می کردم ! الان به گونه ای لفظ " عزیزم " افتاده دهنم که چند روز پیش یه لحظه دقت کردم دیدم دارم مرورگر موبایل حرف میزنم و وسط حرفام " عزیزم " خطابش کردم ! البته اینم از رو حرص بود هی ارور میداد بهم :)))

+ نوشته شده در چهارشنبه سی و یکم خرداد ۱۳۹۶ساعت 11:25 توسط |

برچسب: نویسنده: الینا مرادی تاريخ: دوشنبه 5 تير 1396 ساعت: 22:49

صفحه بندی