+ بلاخره اخرین مرحله هم تموم شد و انتخاب رشته انجام شد -_- یحتمل از مسخره ترین لیستای انتخاب رشته ی امسال لیست منه ! شاید تو اخبار نشون داد و معروف شدیم به هر حال . قول نمیدم اون موقع تحویلتون بگیرم :))
+ ولی اون دکمه تایید برابری می کرد با دکمه استارت مرگ تدرجی یک رویا :)) [ یه یاد هم بکنیم از تیتراژ انتهایی سریال مرگ تدریجی یک رویا که جناب یزدانی خونده بود -_- با اون اهنگ مسخره اش :)) ]
+ یه بار هم که من تو عروسی فامیل داماد بودم اصلا داماد رو تو عمرم یک بار هم ندیده بودم . تازه اخر مراسم بهم گفتن تو فامیل دامادی . من قبل از فهمیدن این قضیه : " به به چه عروسی ! عروس چقدر قشنگ شده ! داماد چرا قیافه اش اینطوریه ؟ :/ " من بعد از فهمیدن این قضیه : " ماشالله ! ماشالله ! هزار الله اکبر به داماد ! چه قدی چه بالایی ! ولی عروس از اون عروسات از قیافه اش معلومه [ و چشم غوره ای به عروس میرود :)) ] "
+ یه تشکری هم بکنیم از همه ی منابع خبری که منو سرکار گذاشتن و گفتن فرداشب شهاب بارون معلومه تو اسمون و ساعت یازده و نیم شب وسط عروسی منو کشوندن بیرون . یعنی دریغ از اندکی روشنایی :| جا داره بگم اون شهاب بارون که معلومه 26 آبانه -_- یعنی حیف اون طومار بلند و بالایی که در مورد اون سعادتمند در دنیا و اخرت اماده کرده بودم -_-
+ الان مسئله اینجاست که چرا باید اقای مشاور واسه باز کردن ذهن من در راستای انتخاب رشته دقیقا بیاد مثال فلان رتبه ی تک رقمی فلان سال فلان رشته رو بزنه و منو باز یاد ابروریزی چند روز پیشم بندازه ؟ فکر کنم به سلامت عقلمم شک کرد از بس در تلاش بودم نخندم :))
+ ولی فکر کنم اون خانومه خیلی از من خوشش اومد همچین منو میدید یا حرف میزد باهام یه لبخند عمیقی تحویلم میداد که البته متقابلانه بود ^_^
+ الان فیلم های ترکی رو از روی رمان های ایرانی میسازن یا رمان های ایرانی رو از روی فیلم های ترکی مینویسن ؟ مسئله این است :))
+ اعتراف می کنم مونده بودم اولین انتخاب پزشکی تهران باشه یا شهید بهشتی . نه اینکه منتظرم وایسادن از الان :))
+ واسه هر چیزی شهامت ندارین واسه ی انتخاب رشته ی دبیرستانیت شهامت داشته باشین که وضعیت الان منو نداشته باشین :)
برچسب: انتخاب,
نویسنده: الینا مرادی